جالب ترین های روز

بهترین و جدید ترین مطالب خواندنی

 

زندگی باید کرد

                     گاه بایک گل سرخ

                                             گاه بایک دل تنگ

                                                                   گاه باید روییید درپس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

                                            که اگرسختی راه به تو سیلی زد

                                                                                     یک امید قلبی به تو گوید

                    

                                     که خداهست هنوز.............

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/27ساعت 19:38  توسط sundughter  | 

.............."زندگی"............

 

                                      زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت ازیاد من تو برود

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

                                                 زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب در زمین در ضربان دل ما

                                                   زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/27ساعت 19:33  توسط sundughter  | 

"زندگی اجباریست"

شاید آن روز که سهراب نوشت:

تاشقایق هست زندگی باید کرد خبر ازدل پر درد گل یاس نداشت.......

باید اینجور نوشت:

"هرگلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک ویاس زندگی اجباریست

زندگی در گرو فاصله هاست

                                                   فاصله تلخ ترین خاطره هاست...."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/27ساعت 19:26  توسط sundughter  | 



باز باران با ترانه......میخورد بر بام خانه.......

خانه ام کو؟خانه ات کو؟آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟.....

یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر کجا رفت؟

خاطرات خوب ورنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست؟

    * * * * * *

کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز

یاد یاران رفته از یاد آرزو ها رفته بر باد

     * * * * * *

باز باران باز باران.....میخورد بر بام خانه.... بی ترانه

بی بهانه شایدم گم کرده خانه.....!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/20ساعت 11:54  توسط sundughter  | 

تقدیم به همه پرسپولیسی ها

ديگر وقتش بود؛ همه انتظار در انتظار نگذاشتنت را ميكشيديم. روزهاي سختي را گذرانده بوديم و شبهاي بسياري خواب، دعوت چشمانمان را نميپذيرفت. 

دلگير بوديم از بدشانسي خودمان و خوششانسي ديگران... مگر يكي ميتواند چقدر شانس بياورد. هرچيز دوراني دارد و اين آغاز رنسانس سرخ ماست.

خدا كه با ما باشد، ناخدا كه مصطفي باشد و سكان در دست جادوگر، اتفاقي جز اين نخواهد افتاد. اين هتتريك طلايي غريب آشنايمان پاسخ مختصري بود به حرفهايي كه شايسته ميليونها قلب سرخ نيست. 

هيچكجاي دنيا، با دل شكستن پلههاي صعود را طي نميكنند؛ اما همه جاي دنيا با به دست آوردن دل است كه يك شبه راه هزار ساله را طي ميكنند. افتخار ميكنم كه به تيم محبوبم، به هميشه برنده بودنش، به اهالي مهربانش كه اگر گاهي گل نميزنند، دل هم نميشكنند. افتخار ميكنم به نود و سه دقيقه تعصب؛ پنجاه وپنج درصد بينندهاي كه از آن سوي دنيا به جاي دنبال كردن هر خبري برد تيمم را نظاره كردند و افتخار ميكنم به اينكه بهعنوان يكي از كوچكترين هواداران تيم محبوبم شاهد خيابانهاي تمام سرخ زيباترين پنجشنبه سال بودم. 

و فرياد ميزدم... 
پرسپوليس قهرمان ميشه / خدا ميدونه كه حقشه... 


با تقديم تمام گلسرخهاي دنيا 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/20ساعت 11:45  توسط sundughter  | 

عکس های جنجالی از خوابگاه پسران






برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/20ساعت 11:40  توسط sundughter  | 

حرف میزنیم و حرف هایمان را روی صفحه مانیتور می ریزیم

شاید کسی بگذرد و خوشش بیا ید

چرند و پرند می گوییم و چرت و پرت محض................

برایمان نظر می دهند بسیار عالی ست تو چقدر خوب می نویسی

غلط املایی داریم اصلا نخوانده می گوید این بهترین جمله متن تو بود

حرف می زنیم و برای آنکه دل دخترک جوانی را ببریم روی صفحه وبلاگ می نویسیم دوستت دارم

نه

نه اینجا جای این حرفها نیست

شاید هم هست شاید جای ما نیست

تعریف های بی خود فقط برای آنکه کسی بیاید

نظر بدهد که نظرات ما بشود ۲۰ تا بشود ۲۰۰ تا

دخترکی تولد عشقش را تبریک می گوید

چه ساده عاشق می شویم

چه ساده گول می خوریم

نه

نه

نه اینجا جای این حر ف ها نیست

شاید هم هست شاید جای ما نیست

شاید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/04ساعت 18:48  توسط sundughter  | 

سلام و خداحافظ یا همون hi & bye خودمون

 اومدم که بگم بسی نا جوانمردانه از شنبه امتحانمون شروع میشه

نکه ماهم ریاضیم ناجور سخته

دیگه این روزها محتاج دعاهای خوشگلتون هستما یادتون نره

خدایی برام دعا کنید که به هر جون کردنی که هست این یه ماهم تموم شه

خلاصه اینکه تا بعد امتحانا یعنی 28 دی پاپای

دوستاااااااااااااانننننننننننن مییییییداااااااااااااااااارییییییییییییم

خوبی بدی دید دوست نداشتید حلال نکنیدولی حلال کنیدا

                                                                     خداحافظ تا 28 دی روز آزادی

راستی یلداتونم مباااااااااااااااااارک باااااااااااااشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/30ساعت 19:34  توسط sundughter  | 

نامه غضنفر

سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم شایدم نشناختی، منم غضنفر آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و قلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟ امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟ ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟ خیلی خنگی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاقه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم. از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم. یک قاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشقم" هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم! مثلا همین دیروز داداشم داشت به قاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟ راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مگه نه!؟ یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟ ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟ ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فکر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی گیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی. راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم كه نفهمی از من خوردی یا از خر خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم داشتم اونجا ول میگشتم غضنفر تو;
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/28ساعت 16:41  توسط sundughter  | 

قیافه پسرا وقتی دیدنیه که.........


قیافه پسرا وقتی دیدنیه که ...
-جلوی دخترا کم میارن.

-gf شون رو با هزار دک و پز به بستنی دعوت و توی بستنی فروشی تازه متوجه جیب خالی از money شون می شن.

-در صدد مزاحمت و خرد کردن اعصاب یه دختر بر می آن و دختره آشنا در می یاد.

-پسره چون نمی تونه عشقشو ببینه ، بی صدا می ره زل می زنه به در خونه دختره . یه آلبوم عکس قطور از دم در خونه طرف تهیه می کنه.

-وقتی تو چشمای دختر مورد علاقشون خیره می شن ، بعد می فهمن دختره داشته پشت سرشونو نگاه می کرده.

-وقتی واسه یه دختر(عشقشون) گریه می کنن.

-وقتی دخترا بیش از اندازه بهشون کم محلی می کنن، قیافه مغمومشون بسیار دیدن داره.

-وقتی عشقشونو با یکی دیگه می بینن.

-وقتی طرف مورد علاقشون جلوی اونا از خوش تیپی و باکلاسی یه پسر دیگه تعریف می کنه.

-وقتی می فهمن بعد از این همه وقت که جلوی gf شون خودشونو پاک و مظلوم نشون دادن ، gf تمام آمارشونو داره.

-وقتی مچشون پیش دخترا باز بشه.

-و وقتی می فهمن که استعداد روان شناسی در همه دخترا خدادادیه و با یه نگاه این همه چیز از پسرای بدبخت می فهمن و اعمال و رفتارشون رو زیر ذره بین تجزیه و تحلیل می کنن !
این مقاله فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد و قصد توهین ندارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/28ساعت 16:36  توسط sundughter  |